1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رأی 0.00 (0 آرا)

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بر طبق برآوردهاي انجام شده 240000 نفر از خانمهاي آمريكايي در سال 2008 دچار سرطان پستان بودند. هم اكنون امكان تشخيص سرطان پستان در مراحل اوليه وجود دارد. با تشخيص اوليه و درمانهاي پيشرفته خانمهاي بيشتري از سرطان پستان نجات مي يابند. امروزه، خانمها راههاي درماني بيشتري نسبت به گذشته دارند. 
راههاي درماني من چه هستند؟
٭خلاصه اي از راههاي درماني:
راههاي درماني شامل ماستكتومي (برداشتن پستان) يا درمان با حفظ پستان (BCT) است. ماستكتومي عمل جراحي است براي برداشتن كل پستان كه به همراه آن نوك پستان نيز برداشته مي شود. اغلب برش عضله Axillary (زيربغل) انجام مي گيرد تا غدد زيربازو كه گره هاي لنفي آگزيلاري ناميده مي شوند برداشته شوند. ماستكتومي معمولا" نيازمند استراحت و مراقبت در بيمارستان است. خانمهايي كه متحمل ماستكتومي مي شوند با گزينه نگهداري پستان هم مواجه هستند. 
در جراحي با حفظ پستان (BCT) تومور به همراه يك حاشيه از بافتهاي سالم پستان برداشته خواهد شد. اين مورد با نام Lumpectomy، ماستكتومي جزئي، ماستكتومي سگمنتال و يا Quadrantectomy شناخته مي شود. راديوتراپي معمولا"در پي Lumpectomy وجود دارد تا هر سلول سرطاني ميكروسكوپي كه در بافت پستان باقي مانده است را از بين ببرد. هدف درمان با حفظ پستان اينست كه به همان ميزان درمان را خواهد داشت كه اگر ماستكتومي كرده بودند. اين در حالي است كه پستان كامل و دست نخورده باقي مانده و ظاهر و بافت اين پستان به آنچه كه قبل از درمان داشته اند، بسيار نزديك خواهد بود. جراح ممكن است كه درهمين زمان يا بعدا" لنف نودها را بردارد. احتمال داده مي شود كه 80-75 % از بيماران با BCT مي توانند به جاي ماستكتومي نتايج خيلي خوبي دريافت كنند. در طي سالها، بررسي هاي كلينيكي اثبات كرده است كه ميزان سلامت حاصل از BCT مشابه ماستكتومي مي باشد. 
٭روش راديوتراپي شما ممكن است شامل:
درمان با پرتوي خارجي 
IMRT  
Brachy therapy
اگر احتمال گسترش سرطان به قسمتهايي خارج از پستان و به جاهاي ديگر وجود داشته باشد بيماران ممكن است شيمي درماني يا هورمونال تراپي داشته باشند.
من چگونه مي توانم بين Mastectomy و حفظ پستان تصميم بگيريم؟
حفظ پستان در مورد بيماراني انجام مي شود كه در مراحل اوليه از سرطانهاي تهاجمي پستان هستند( اين مراحل در سيـستم طبقه بندي شامل استيج I و II هستند.) اين كـار همچنين براي بيماران ductal carcinoma in situ (DCIS) (محدود در محل با استيج 0) انجام مي گيرد. بعضي از دلايلي كه درمان با حفظ پستان انجام نمي شود شامل : تصميمي شخصي بيمار؛ احتمال افزايش خطر عوارض ناشي از راديوتراپي در افرادي با موقعيت هاي پزشكي نادر و خاص؛ تومورهايي كه احتمال عود آنها با درمان با حفظ پستان وجود دارد. 
بيشتر بيماران مي توانند درماني را بر اساس ديگر فاكتورها مثل راحتي (براي مثال مسافت طولاني براي رفتن به مركز راديوتراپي) يا تصميمات شخصي( احساس امنيت بيشتر اگر شما محتمل ماستكتومي مي شود يا نگراني زياد در مورد امكان عوارض جانبي راديوتراپي). بسياري از خانمها ترجيح مي دهند كه اگر انجام اين كار داراي ايمني است پستان خود را حفظ كنند، ولي جواب درستي براي آنها وجود ندارد. هرچند، اين تصميم، تصميمي نيست كه توسط پزشك براي شما گرفته شود. 
تقريبا" تمام پزشكان درهنگامي كه خطر عود در پستان بيش از 20% باشد، به بيماران پيشنهاد مي كنند تا به جاي حفظ پستان ماستكتومي شوند. اين در موردي انجام پذير است كه تومور بزرگ باشد يا تومور داراي چند منبع باشد. هرچند اين وضعيت تنها در مورد تعداد كمي از خانمها اتفاق مي افتد. 
آيا راديوتراپي براي حاشيه بافتهاي برداشته شده كه درگير نيستند، ضروري است؟
بسياري از بررسي ها براي بيماران سرطانهاي تهاجمي اين رويكرد را اتخاذ مي كنند. تقريبا" تمام بررسي ها نشان مي دهد كه خطر عود در پستان زماني كه تشعشع استفاده نشده است. (20 تا 40 % ) خيلي بيشتر از زماني است كه از تشعشع استفاده شده باشد (5تا 10%). عود كردن سرطان پستان به اين روش از لحاظ روان شناسي حادثه اي تروماتيك است. همچنين بيماران ممكن است كه براي درمان شدن در چنين وضعيتي به ماستكتومي نياز داشته باشد، پس در بيشتر موارد اگر آنها از ابتدا راديوتراپي انجام داده بودند، ممكن بود كه پستان خود را از دست بدهند. پس همه افرادي كه عود در پستان دارند نمي توانند درمان شوند. بنابراين، راديوتراپي بعد از lumpectomy در تمام جهان يك درمان استاندارد است.
چندين بررسي تازه وجود دارد كه بيماران سالمند با سرطانهاي تهاجمي كوچك و مساعد حفظپستان عود موضعي كمتري در هنگامي كه با Lumpectomy و هورمونال تراپي بدون راديوتراپي درمان مي شوند خواهند داشت. همواره ترديدي در مورد نتايج طولاني مدت با اين روش و درمورد افرادي كه بدون راديوتراپي بهترين موقعيت را دارند، وجود دارد. اين مسئله را بايد به صورت جزئي با پزشك خود در ميان بگذاريد.
براي بيماران با سرطانهاي غير تهاجمي (كه ductal carcinoma in situ شناخته مي شوند) موضوع پيچيده تر است. lumpectomy بدون تشعشع براي بسياري از بيماران به خوبي عمل مي كند. هر چند، برسر اينكه چه كسي فقط با lumpectomy به طور ايمني درمان خواهد شد، هنوز به توافق نرسيده اند. اين موضوع را بايد به صورت جزئي با پزشك خود در ميان بگذاريد.
اثرات ظاهري درمان با حفظ پستان چه هستند؟
90-80% از خانمهايي كه با جراحي مدرن و تكنيكهاي راديوتراپي درمان شده اند، اثرات ظاهري خوب و يا عالي دارند؛ كه هيچ تغيير و يا تغيير بسيار كوچكي در سايز ، شكل ، بافت يا ظاهر پستان درمان شده در مقايسه با آنچه كه قبل از درمان بوده است را پيدا نمي كنند.
به نظر مي رسد كه كوچك شدن پستان بعد از راديوتراپي در بيماران با پستانهاي بزرگ بيشتر از بيماراني است كه پستانهاي كوچكي دارند. هر چند، اين شكل معمولا" با استفاده از انرژي هاي X-ray بالاتر و IMRT قابل رفع مي باشد.
بهبودي بعد از عود بيماري چگونه است؟
بسياري از بيماران با يك سرطان عود كننده پستان، اغلب با متدهايي غير از تشعشع، اگر تشعشع در درمان ابتدايي آنها مورد استفاده بوده باشد ، مي توانند به شكل موفقيت آميزي درمان شوند. براي بيماراني كه قبلا" براي سرطان تهاجمي پستان درمان شده اند، به ميزان10-5% ممكن است كه متازتازهايي دوردست در زمان كشف عود پستان يافت شود. ميزان معالجات در طوي 5سال براي بيماران با عود سرطان با درمان با حفظ پستان (BCT) اگر اين بازگشت محدود به پستان شود تقريبا" بين 60 تا 75% است و سپس ماستكتومي اجرا خواهد شد. 
براي بيماراني كه قبلا" براي DCIS درمان شده اند، در حدود نيمي از عود و بازگشت آنها تهاجمي و نيمي از آنها DCIS غير تهاجمي است. در بسياري از مطالعات ميزان و ريت درمان در افرادي كه درمان با حفظ پستان را قبلا" انجام داده اند و با عود مجدد مواجه شدند، بالا(100-90%) بوده است ولي هميشه عالي و بي عيب نبوده است. 
در طي راديوتراپي چه اتفاقي مي افتد؟
تشعشع يك نوع خاص از انرژي است كه امواج و يا يك جريان از ذرات را با خود حمل مي كند. زماني كه تشعشع با دزهاي بالا مورد استفاده قرار مي گيرد (بيشتر اوقات آنهايي كه براي آزمونهاي تصويربرداري با X-Ray مورد استفاده هستند) مي توانند سلولهاي آبنرمال را از بين ببرد كه مي تواند منجر به سرطان و يا ديگر بيماريها شود. 
عوارض جانبي ممكن حاصل از راديوتراپي چه هستند؟
هيچگونه عارضه جانبي آني حاصل از هر درمان پرتوي كه به پستان داده مي شود وجود ندارد. بيماران دچار حالت تهوع يا ريزش مو نخواهد شد.
بسياري از بيماران يك خستگي نسبي را كه حاصل از دوره هاي تدريجي درمان است را تجربه مي كنند. اين مسئله به آرامي و در طي يك تا دو ماه متعاقب با راديوتراپي به وجود مي آيد. بسياري از بيماران دردهاي كم يا دردهاي زيادي را در پستان احساس مي كنند كه ممكن است براي چند ثانيه يا دقيقه طول بكشد. به ندرت پيش مي آيد كه براي اين بيماران دارويي تجويز شود. عارضه جانبي معمولي كه نياز به توجه بيشتري دارد واكنش پوستي است. بسياري از بيماران قرمزي پوست، خشكي و خارش را بعد از چند هفته خواهند داشت. بسياري از بيماران سوزش قابل توجهي را تجربه مي كنند.
٭مراقبت هاي پوستي پيشنهادي شامل:
نگهداشتن پوست به صورت پاك و خشك با استفاده از آب گرم و صابون ملايم.
جلوگيري از دماي حرارت بسيار بالا در حين حمام كردن.
جلوگيري از ضربه به پوست و تابش خورشيد(استفاده از كرم ضدآفتاب با SPF پائين).
جلوگيري از استفاده از عطر، لوازم آر ايشي، after shave يا مواد ضد عرق در ناحيه درماني.
تنها استفاده از كرمهاي بي بو يا لوسيون ها بعد از درمان روزانه پيشنهاد مي شود.
بعضي از بيماران واكنشي مثل آفتاب سوختگي همراه با تاول و كنده شدن پوست را خواهند داشت. اين مسئله معمولا" در چين زيرپستان و يا در چين بين پستان و يا بازو و يا در بعضي مواقع در منظقه اي كه دز اضافي داده مي شود اتفاق مي افتد. 
بسياري از مردم كه پوسته شدن پوست را در ناحيه محدودي تجربه مي كنند مي توانند درمان را بدون توقف ادامه دهند. زماني كه درمان بايد متوقف شود، معمولا" پوست به اندازه كافي ترميم شده تا به تشعشع اجازه دهند تا در تا 7-5 روز ادامه يابد. واكنشهاي پوستي معمولا" در طول چند هفته از اتمام راديوتراپي به طول كامل بهبود مي يابد.
بعضي از عوارض و خطرات ممكن چه هستند؟
٭ عوارض كوچك شامل:
ورم هاي كوچك پستان در طول راديوتراپي. اين پديده معمولا" در طي 12-6 ماه برطرف مي شود.
در طي دوره راديوتراپي پوست تيره تر مي شود، و شبيه به برنزه شدن در زير نور خورشيد خواهد شد. در بعضي موارد، اين پديده در طي 12-6 ماه به تدريج ناپديد مي شود.
بسياري از خانمها در بعضي مواقع خارش يا دردهايي را در پستان درمان شده يا ماهيچه هاي اطراف پستان، حتي پس از سالها بعد از درمان احساس مي كنند. دليل اين مسئله مشخص نيست. هر چند، اين دردها بي ضرر هستند ولي آزاردهنده هستند. اين علائم، نشانه برگشت سرطان نيست.
ندرتا"، بيماران ممكن است بعد از سالها پس از درمان دچار شكستگي دنده شوند. اين موضوع در كمتر از يك در صد از بيماران درمان شده با روشهاي مدرن به وجود مي آيد. اين شكستگي به خودي خود وآرام درمان خواهد شد.
٭عوارض جدي ديگر شامل:
خيلي بندرت بيماران شكستگي در پوست، شكستگي در استرنوم يا دردهاي شديدي در پستان كه در آن زمان درمان جراحي نياز است.
راديوتراپي به لنف نودهاي آگزيلاري مي تواند ريسك تورم در بازو (Lymphedema) را متعاقب با برش زير بغل افزايش دهد. تشعشع به اين منطقه مي تواند موجب بي حسي، حس خارش يا حتي درد يا كاهش قدرت در دست و بازو سالها پس از درمان شود. خوش بختانه، هر دو اين علائم در اثرات درماني خيلي نادر هستند.
بعضي از بيماران 9-3 ماه بعد از پايان درمان دچار radiation pneumoitis مي شوند كه يك واكنش ريوي است كه سبب سرفه، كاهش تنفس و تب مي شوند. خوشبختانه اين مسئله معمولاگ خفيف بوده و بعد از 4-2 هفته از بين رفته و به هيچ درمان خاصي نياز ندارد.
راديوتراپي ممكن است به قلب آسيب برساند. خوشبختانه تكنيك هاي تشعشعي امروزي نسبت به روشهاي به كار رفته در گذشته، ضربه كمتري به قلب مي زند. بررسي هاي كنوني هيچ خطر جدي در مورد بيماري هاي قلبي در بيماراني كه با روشهاي مدرن درمان مي شوند حتي بعد از 20-10 سال از درمان راديوتراپي قلب نشان نداده است. هر چند، هنوز هم در مورد پرتوي كه منجر به بيماري هاي قلبي مي شود براي افرادي كه سيگار مي كشند يا از قبل به بيماري هاي قلبي دچار بوده اند و يا براي افرادي كه داروهاي شيمي درماني دريافت مي كنند، ترديدهايي درمورد خطرات تشعشع وجود دارد.
خانمهايي كه راديوتراپي را در سن 45سال يا زماني كه جوانتر هستند انجام مي دهند ممكن است با خطر بيشتري مواجه باشند و احتمال ايجاد سرطان در پستان ديگر هم وجود دارد. احتمال خيلي كمي (1 در 1000نفر) وجود دارد كه سرطان 5، 10، 20يا چندين سال بعد مستقيما" در پوست، ماهيچه، استخوان يا ريه در منطقه اي كه درمان شده است به وجود آيد.
چه نوع درمانهايي به عنوان follow-up بايد انجام شود؟
هدف اصلي از پيگيري بيماري، براي تشخيص و درمان بازگشت و عود در پستاني كه تحت اكسپوز قرار گرفته يا لنف نودهاي آن مي باشد. اسكن استخوان، CXR، تست خون و ديگر تستها براي تشخيص امكان گسترش سرطان به ديگر ارگانها در بيماري كه علائم بيماري مشاهده نمي شود، مفيد مي باشد. پزشك براي سالهاي اوليه آزمونهاي فيزيكي را براي هر چند ماه اول بعد از درمان و حتي از 12-6 ماه و يا بيشتر توصيه مي كند. پيگيري هاي ساليانه شامل ماموگرافي است اگر علامت يا شرح كلينيكي ديده شود، تستهاي خوني، سونوگرافي، CT، MRI، و CXRو يا اسكن استخوان نياز است.

prin.ir

Tagged Under