1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رأی 0.00 (0 آرا)

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بیابان یکی از اکوسیتم های اصلی خشکی می باشد که از زمین های بوته زاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکنده اند و به وسیله خاک لخت و شنی از هم جدا مانده اند. بسیاری از بیابانها درمجاورت رشته کوهها واقع هستند. بیابانهای واقعی یکی از مهمترین زیست بوم های طبیعی زیست کره 7/5 از سطح خشکی های کره زمین را اشغال    نموده اند. امروزه حدود 20 تا 25 درصد اراضی جهان بیابانی و نیمه بیابانی بوده و سالانه حدود60 هزار کیلومتر مربع به بیابانهای جهان افزوده می شود. بیابانها مناطقی کم آب با نزولات آسمانی اندک تابش زیاد نور خورشید و باد فراوان بوده و به همین جهت ساکنان چندانی در آنها زندگی نمی کنند . بیابانهای جهان از نظر نوع مواد تشکیل دهنده، درجه حرارت، بارندکی، نوع و مقدار رویش نباتی بسیار متنوع هستند. آنها از نظر نوع مواد تشکیل دهنده به بیابان های سنگی، ریگی، ماسه ای و رسی تقیسم می شود. بیابانهای ماسه ای 20 درصد بیابانهای جهان را تشکیل می دهند. این بیابانها بر اثر فرسایش بادی سنگها، طی میلیون ها سال فرسایش به وجود آمده اند. آنها نیز پس از پیمودن سیر تکاملی خود، بیابانها ی رسی را بو جود آورده اند. منشاء اغلب بیابانها از بقایاي آتشفشانی بوده و مواد سنگی و سنگ ریزه ای بیشتری نسبت به ماسه دارند. همه بیابانها به هر حال دارای فصل مشترک کم آبی می باشند.

تعریف بیابان

    تعریف بیابان از دیدگاههای مختلف فرق می کند به عنوان مثال از نظر جغرافیا و اقلیم شناسی بیابان های واقعی به سرزمینی گفته می شود که متوسط بارش سالانه آن کمتر از mm50 است. در گیاه شناسی، کشاورزی و منابع طبیعی مناطقی را بیابان گویند که از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر باشد. و یا سطح وسیعی از آن به کلی فاقد گیاه باشد. از دیدگاه اکولوژی یا سازمان ملل متحد بیابانی شدن یا پیشروی بیابان (Desertifi cation) عبارت است از « کاهش فعالیتهای بیولوژیکی » (کاهش فعالیتهای انسان، حیوان و گیاه).

بر این اساس تخلیه روستاها و مهاجرت های روستایی به معنای پیشروی بیابان است زیرا فعالیتهای انسان کاهش می یابد. کم شدن و یا از بین رفتن پوشش گیاهی به معنای بیابان زائی است.

تفاوت بین کوير و بيابان

    دربين عامه مردم رايج است که اصطلاح کوير را به جاي  بيابان بکار مي برند و یا برعکس.گاهي وقت ها بيابان به محیط خارج ازشهر وروستا گفته مي شود. اما در واقع بين اين دو اصطلاح  تفاوت اساسی دارد .بيابان به بخشي از مناطق خشک مي گويند که بارندگي کمتر از 50 ميليمتر باران دارد و ممکن است چندسال در آن باران نبارد و با کم آبی و تبخیر شديد مواجهه است و پوشش گياهی بسيار ضعیف است. اما کوير به   زمين های رسی پف کرده، باشوری ونمک بسيار شديد که گياهان  در آن نمی توانند رشد نمايند دربعضي آنهاکه شوري کمتر است ممکن است گياهانی مانند گزوشور که دربرابراملاح نمكي مقاوم هستند رشد نمایند .لذا کویر معمولازمينهایی با شوری بالا و بدون گياه است. به آن  نمکزار نيز گفته مي شود. لذا کاربرد کويرلوت غلط مي باشد. براي اطلاع بيشتر به مقاله ارزشمند دکتر کردوانی مراجعه نمائيد .

علل ایجاد بیابانها  

1- بيابانهای متاثراز پرفشارجنب حاره

گردش عمومی هوادرسطح کره زمين چگونه است؟

    هوا در اطراف استوا (منطقه استوايي) براثردريافت انرژی ازخورشيد گرم مي شود و همین عامل موجب صعود هوا می گردد. هوای صعود کرده در ارتفاعات بالا براثرتغييرات فشار به دوشاخه تقسيم مي شود که هر شاخه به طرف يکي از قطبها حرکت مي کند. ضمن اين حرکت تحت تاثير نيروی کوريوليس به سمت شرق منحرف مي شود. درحوالي مدارهای راس السرطان و راس الجدی به صورت بادهای غربی در مي آيند. دراين مناطق هوا روی هم انباشته مي شود و از آنجايي که این توده هوا، از استوا دورشده و هم رطوبت خود را درحوالي استوا ازدست داده است، سرد می شود و شروع به نزول مي نماید که مراکز «پرفشار حنب حاره» را به وجود مي آورد. از اين قسمت بخشي از هوا به سمت استوا جريان مي يابد که به بادهاي شرقی(تجارتی، بسامان) معروف هستندکه در نيمکره شمالي با جهت شمال شرق به جنوب غرب و در نيمکره جنوبي با جهت جنوب شرق به شمال غرب مي وزند. این دو باد در حوالي استوا به يکديگر مي رسند که به کمربند همگرايي معروفند که مجدداً گرم و صعود    مي نمايند .

    اما بخش ديگری از هوا منطقه جنب حاره به طرف منطقه معتدل جريان مي يابد و تا رسيدن توده هوای سرد قطبي به حرکت خود ادامه مي دهد. از طرف ديگرتوده سردقطبي در اثرسردي منطقه قطبي سنگين و به طرف عرضهای پائين (استوا) جريان  مي يابد. اين دو توده هوا در منطقه معتدل به يکديگر برخورد و جبهه قطبی را بوجود مي آورند. بدين گونه هوای استوايي و قطبی جابجا و بادها را به بوجود مي آورند.

 هواي گرم و مرطوب استوایی درنتیجه صعود انرژی خود را ازدست داده مي شود       اين توده هوا رطوبت خود را در اطراف استوا به صورت بارش از دست مي دهد بنابراين خشک و سرد می شود و به سمت قطب شمال و جنوب حرکت نموده و در حوالی مدارهاي راس الجدی و راس السرطان به علت حرکت زمين منحرف           مي شود و منجر به ايجاد مراکز فشار در روی سطح زمين می شود. توده هوای مزبور ضمن نزول گرم مي شود. ازطرف ديگر چون در اين مناطق زاويه تابش انرژی تابشي خورشيد تقريبا عموداست لذا انرژي گرمايي بيشتری را دريافت نموده و به شدت گرم می شود .

    توده هوای نزولی اجازه صعود هوای گرم این مناطق را نمي دهد لذا مانع تشکيل ابر و باران مي شود وازطرف دیگر منجر به ايجادمرکز پرفشارمي شود و در نتيجه بادهای شرقی (بسامان، تجارتی) را ايجاد می کند که به سمت استوا مي وزند. اين بادها در روي قاره ها گرم وخشک هستند که منجر به خشکی قسمتهای وسيعی ازسرزمينهای مجاور اين دو مدار مي شود.

اکثر مناطق خشک دنيا تحت تاثيراين عامل ايجاد شده اند نظيرشمال غرب مکزيک، جنوب غرب امريکا، سواحل غربي پرو، صحرای شمال افريقا، بيابانهای عربستان وغيره.

2- بيابانهاي متاثر از مراكز پرفشار قطبي

    ازآنجايي که در مناطق قطبي زاويه تابش خورشيد نسبت به عرض هاي جغرافيایی پايين تر بسيار مايل است اين مناطق کمترين انرژی را نسبت به ساير مناطق زمين دريافت می کنند و جزو مناطق بسيارسرد هستند. بنابراين رطوبت موجود در توده هوا بسيارکم وناچيزاست. ازطرف ديگر چون درگردش عمومي هوا، توده هوای اين مناطق به علت سردی و سنگينی نزولی است باعث ايجاد مرکزپرفشارمي شود. لذا تحت تاثير اين عوامل مقدار بارش بسيار ناچیز است چون که در توده هوا رطوبت به علت تبخيرناچيز بسيارکم است . با اين حال همان مقدارکم بارش به صورت برف است. لذا در این مناطق مقدار باران ناچیز است اما هوا خشک نیست. سرزمين های قطبی وحواشی آنها مانندشمال روسیه،شمال اروپا،شمال کانادا جزو این نوع بيابانها هستند.

3- جريانهای سرد ساحلي

    دراقيانوسها جريانهای وجودداردکه باعث جابجايي و انتقال آبها بين مناطق استوايي و قطبي مي شود. در واقع اين جريانها تحت تاثيرگردش عمومی هوا هستند و باعث انتقال انرژي گرمايي به سمت قطبها مي شود و باعث تعادل دمايي آب وهوای مناطق مختلف مي شوند.

جريانهای دريايی به دو دسته جريانهای گرم، که ازمناطق گرم وحاره ای به سمت قطبها جريان می يابند، وجريانهای سرد که آبهای قطبي را به سمت مناطق حاره انتقال  مي دهند تقسيم مي شوند. اين جريانهاروی هواي مناطق اطراف خودتاثير مي گذارد.

منشاءجريانهاي سردازقطبهاي زمين است که عمدتاً درغرب قاره ها جريان داشته و اين مناطق را تحت تاثيرقرارمي دهند. اين جريانها يکي ازعلل خشکی غرب                قاره ها هستند. زيراتوده هاي هواي گرمي که ازاقيانوسها به سمت قاره ها               مي وزند بايد از روي این جريانهاي سردعبورنمايند. توده هوا ضمن عبور از روي جريان سرد دماي خودرا ازدست داده و سردمي شود و مه غليظي را بوجود             مي آورد. درنتيجه توده هوا رطوبت خودرا ازدست داده  و وارد خشکي مي شود. هنگام عبور از روي خشکي ها گرماي زمين را گرفته و گرم مي شود. در همان حال رطوبت نسبي آن کاهش یافته و قادر به بارندگي نمي باشد. بيابانهای پرو، شمال شيلی، ناميب در افريقاي جنوبی ازاین نوع هستند.

لازم به ذکراست که اين عامل درارتباط بامرکزفشارجنب حاره قراردارد.

4- نرسيدن رطوبت

    کم بارانی بعضی مناطق و نرسيدن رطوبت به آنها يکی ديگر از عوامل ایجاد بيابانها است. به دو دليل رطوبت به يک منطقه نمي رسد. اول آنكه منطقه اي از منابع رطوبت يعني اقيانوسها و درياها دور باشد. دوم آنکه موانع کوهستاني برسرراه توده های باران آور قراردارند و از نفوذ رطوبت به داخل خشکي هاجلوگيری مي کند. درادامه به توضيح هر يک مي پردازيم.

الف) دوری از درياها و اقيانوسها

    مناطقي اززمين که در قلب خشکيهای قاره هاواقع شده اندازد دريافت رطوبت و بارندگی محروم اند. زیرا منشاء بارش و رطوبت قاره ها توده های هوای مرطوبی هستندکه از اقيانوسها بر روی خشکيها گسترش می يابند. بنابراين هر چه خشکيها به درياها نزدیکتر باشند بارش بيشتری داشته ومرطوبترهستند. اما هر چه توده هوا به داخل خشکی گسترش می يابد چون مسافت زيادتری را طی می کند رطوبت خود را بيشتر از دست می دهد، لذا وقتي به مناطق مرکزی و قلب خشکيها می رسند تبديل به هوای خشکی شده که رطوبت چندانی ندارد تا باعث بارندگی در اين سرزمينها شود. بيابان های مغولستان، آسيای ميانه، دشتهای داخلی امريکا نمونه ای از اين نوع محسوب     مي شوند.

ب) ارتفاعات وفلات های مرتفع

    اگر در مسيرتوده هوای گرم ومرطوب به داخل قاره ها کوههای بلند وجود داشته باشد، هوای گرم و مرطوب ضمن صعود از ارتفاع سرد شده و باعث بارش در دامنه مقابل خود می شود. توده هوا بدين گونه ضمن صعود، رطوبت خودرا ازدست داده وخشک می شود. اين توده هوا در دامنه مخالف خود پايین می آید، توده هوای مزبورکه خشک است،ضمن سقوط،دمای آن افزايش می يابدودرنتيجه رطوبت نسبی آن کاهش می يابد. دراين حالت «گرمباد» را ايجاد می کند. به اين بيابانها«بيابانهای بادپناهی» گفته می شود.

موانع کوهستانی ممکن است از یک طرف باشد که به صورت يک ديوار طولی مرتفع در مسيرتوده های هوا قرارداشته باشد ومانع ورود توده هوای مرطوب به منطقه مجاورخود (بادپناهی) شود. کوههای آند در امريکای جنوبی نمونه ای از اين وضعیت است که منجربه ايجاد بيابانهای شرق خود مانند پاتاگونی در آرژانتين شده است.

در مواردی موانع کوهستاني از چندطرف مناطق خشک را در برگرفته اند و منجر به ايجاد «بيابان بادپناهی» شده اند. مانند بيابان نوادا(Nevada) که در بين کوههای سيرانودا و کوههای راکی واقع شده است.

در فلات های مرتفع توده هوای مرطوب ضمن صعود باعث بارش در دامنه مقابل شده و رطوبت خودرا ازدست مي دهد. لذا وقتی به سطح فلات می رسد تبدیل به هوای خشک شده است و منجر به خشکی سطح فلات و ايجاد بيابان می کند. بيابانهای موجود در فلات تبت می تواند از اين نوع باشند.

انواع بیابان

    امروزه بیابانها را به دو دسته کلی یعنی بیابانها ی تاریخی یا طبیعی با منشاء محیطی با منشاء انسانی تقسیم می کنند.

دسته نخست که عمدتاً در مناطق خشک و فراخشک جهان دیده می شود (اکثراً در نوار بیابانی جهان یعنی عرض 15 تا 35 درجه جغرافیایی قرار دارند) و همواره چشم اندازی لخت و فاقد پوشش گیاهی و ... دارند. در حالی که بیابان های دسته دوم علاوه بر مناطق خشک و فراخشک در نواحی دیکر اقلیمی از جمله نیمه خشک تا نیمه مرطوب می توان مشاهده کرد که انسان باعث زوال اکوسیستم شور شدن خاک و غیره شده است.

از نظر بارندگی بیابانها به بیابانهای خیلی خشک و نیمه خشک تقسیم می شوند، بیابانهای خیلی خشک 4% کل اراضی جهان را تشکیل می دهند. 

مشخصات بیابان از نظر آب و هوا

    بارندگی در بیابان سالانه کمتر از 25 سانتیمتر و نا مرتب است. رطوبت هوا کم و نور خورشید در روزها شدید است و شبها سرد و تبخیر زیاد است بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی قرار دارند که هوا را رو به بالا می راند و در آنجا، هوای سردتر، بخار آب را سردتر کرده و باران ایجاد می شود، سپس هوا رطوبت از دست داده را به سوی منطقه مجاور حرکت داده و اقلیم بیابانها را به وجود می آورد نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران به وجود آورده اند که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک بوده است.

جانواران مناطق بیابانی

    موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب نشان می دهند مثلاً بسیاری از جانوران تنها در شب به جستجوی غذا می روند و روز ها را در سوراخهای زیر زمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت می پردازند. روده و کلیه بسیاری از حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دو بار  جذب می کنند و در نتیجه مدفوع آنها کاملاً بدون آب دفع می شود. جانواران جونده می توانند به طور نامعین بدون عرضه آشکار آب زندگی کنند توان جذب و نگهداری آب این جانواران به حدی بالاست که        می تواند آب مورد نیاز خود را از دانه هایی که غذای اصلی شان را تشکیل می دهند در یافت کنند.

از جانوران مناطق بیابانی می توان به ( موش صحرایی – موش خاردار – سیاه گوش – روباه شنی روباه ترکمنی – گوزن زرد ایرانی – کارکال – کفتار – خفاش – خرگوس – خارپشت – کانگورو – پلنگ – بز وحشی – جبیر – گربه وحشی ... ).

گیاهان مناطق بیابانی

    در تقسیم بندی پوشش گیاهی مخصوص نواحی بیابانی با توجه به شرایط خاک       می توان به گیاهان ماسه دوست – نمک دوست ( شوری پسند ) – گیاهان خشکی پسند – گیاهان صخره دوست – گیاهان گچ دوست – گیاهان شن دوست ( مقاوم به شن ) اشاره کرد.

سازگاری به خشکی دربین گیاهان بیابانی هم دیده می شود. بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده می گیرند و خود ذخیره       می کنند. دیگر گیاهان ریشه هایی دارند که آب را از اعماق زیر زمین بعضی از آنها برگهای کوچک دارند یا به وسیله کوتیکول مومی  از هدر رفتن آب جلوگیری می کنند. برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی، رشد و نمو سریع حاصل می کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می شود اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت می میرند اما دانه هایشان درحالت زندگی نهفته می مانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه می زنند.

از دیگر گیاهان مناطق بیابانی        می توان به ( آویشن- صبر زرد- نخودک- اسکنبیل- ریش بز- انجیر صحرایی- دم گاوي- گون- سیاه شور- مریم گلي- هندوانه ابوجهل- جغجغه- اسپندتیغ شیر-کاروان کش- قیچ- نی بیابان- گز- تاغ ).

 

خاک بیابان

          خاکهای بیابانی غالباً دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمکی است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبه رو می شود. مثلاً در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان خرج شد و بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را، گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دیگر هم گیاهی سبز نشد. اگر چه هزینه تغییر اکوسیستم ها زیاد است این کار خطرهای بالقوه ای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است.

اقلیم های بیابانی

          اقلیم های بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالاً گاهی بدون باران سالیانه هستند شامل تقسیمات زیر است:

اقلیم بیابانی استوایی: به طور کلی گرم و فاقد اصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.

اقلیم بیابانی حاره ای: عموماً گرم و دارای فصول حرارتی مشخص دارای فتوپریودیسم  نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی می باشد.

اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم  روزانه نامساوی و کاملاً متمایز است.

تغيير پذيري اقليمي و نوسانات بارندگي

    در بيابان ها اگرچه بارندگي كافي وجود ندارد ولي رويدادهاي اتفاقي بارش در   دوره هاي كوتاه، منابع رطوبتي خوبي را جهت فرايندهاي بيولوژيكي براي زماني كوتاه تامين مي كند. از اين رو هرچند بيابانها بوسيله ميانگيني از شرايط اقليمي (مثلاً شاخص خشكي) توصيف مي شوند ولي واقعاً مي توانند بوسيله همين ريزش هاي كوتاه و متوالي منابع آب فرواني را در دوره هاي خشك دراز مدت فراهم كنند. بيابانها به دليل وجود رگبارهاي كوتاه و محلي اغلب بصورت قطعاتي مجزا در زمان و مكان در روي خشكي هاي زمين يافت مي شوند و اين پالس هاي بارندگي بعنوان يك نيروي ساختاري اكوسيستم بيابان، گياهان و حيوانات بشمار مي روند.

در بيابان رويدادهاي بارش ممكن است بطور مشخصي از يك واقعه تا واقعه بعدي تغيير كند بطوري كه بعضي از آنها در زمستان و برخي در تابستان اتفاق افتند يا تعدادي بارش كم و برخي رگبارهاي شديدي توليد كنند و گاهي ممكن است فاصله زماني بين دو رويداد به بيش از يكسال هم برسد.

و اما چه شرايطي بر اين رگبارهاي اتفاقي حاكم است: چرا فصلي و حتي گاهي دهه اي هستند و چرا اغلب غير قابل پيش بيني اند؟ اگر اين موضوع در يك مقياس وسيع مورد بررسي قرار گيرد مي توان گفت اين رويدادها در محيط هاي بياباني به اتمسفر جهاني و پدپده هاي اقيانوسي بستگي دارد و چرخه هاي بزرگ مقياس از قبيل جت استريم ها(رودباد ها)، جبهه هاي قطبي، شدت مونسون هاي تابستاني، نوسانات ال نينوي جنوبي و حتي چرخه هاي گرمايي اقيانوسي مانند نوسانات دهه اي اقيانوس آرام در اين الگوي بارش تاثير دارند.

سیستم هاي بارش زا در بيابان

    بارندگي در بيابانهاي دنيا تحت تاثير دو سيستم مهم هوايي اتفاق مي افتد:

انتقال افقي هواي مرطوب دريا به داخل خشكي بوسيله باد و توليد بارش هاي زمستاني كه تحت عنوان «انتقال فرارفتي»  از آن ياد مي شود. ريزش اين بارش هاي زمستاني به دليل سردتر بودن زمين از دريا و تراكم آتمسفر روي قاره هاي سرد است. از آنجا كه ابن الگوي خاص يعني تابستان خشك و باران زمستاني در سواحل اطراف درياي مديترانه اتفاق مي افتد لذا مناطقي از دنيا كه اين نوع نوسانات فصلي را نشان مي دهند مناطق «مديترانه اي» ناميده مي شوند. متقابلاً در تابستان يك سيستم هوايي متفاوت ديگري وجود دارد كه پالس هاي بارندگي را به مناطق خشك وارد مي كند در اين زمان چون قاره ها گرم هستند در نتيجه مناطق كم فشاري ايجاد مي كنند و توده هواي گرم بالارونده ضمن صعود عمودي «انتقال همرفتي» بسرعت سرد و متراكم شده و ريزش هاي رگباري تابستاني را بوجود مي آورد. در بسياري از مناطق دنيا اين الگوي بارندگي مونسون ناميده مي شود. اكثر بيابانهاي بزرگ دنيا بين اين دو الگوي هوايي قرار دارند. بيابانهاي وسيع عرض هاي مياني كره زمين، مرزهايشان با اكوسيستم هاي زمستان بارش در سرحدات بالايي و مناطق مونسوني جنب حاره اي در سرحدات پاييني اين نوار قرار گرفته اند. گياهان در بيابانهاي زمستان بارش موقعيت خاصي براي رشد دارند به اين معني كه در طول زمستان كه رطوبت در خاك موجود است، هوا غالبا سرد است و مناسب براي رشد گياهان نمي باشد و برعكس در تابستان كه دماي هوا مناسب است، خاك رطوبت كافي ندارد. به اين ترتيب فقط در طول بهار يعني موقعي كه دماي هوا كم كم رو به گرم شدن مي رود و رطوبت هنوز در زمين باقي است گياهان قادر به نشو و نما هستند.

انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می شود ؟

    هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی بر هم می خورد و زندگی گیاهی، جانوری وانسانی در معرض خطر قرار می گیرد.

نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می دهد و موجب گسترش بیابانها می شود. بنابراین بیابان زائی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی، خاک و غیره ... است که فعالیت های انسان عامل مهم این تخریب محسوب می شود.

امروزه اعتقاد بر این است که بیابانهای جهان حدود 10 هزار سال پیش به وجود آمده اند . عربستان و آفریقای شمالی زمانی سرسبز بوده اند تغییرات اقلیمی، پیشرفت تمدن و فرسایش خاک به وسیله باد، باران، و افزایش شوری خاک و همچنین انسان. از مهمترین علل بیابانی شدن اراضی بوده اند.

پتانسیل ها و قابلیت های بیابان

    بیابان با همه خشونت ظاهری و برخلاف تصور عامه،  اگر چه تولیدات گیاهی اندکی دارد ولی پتانسیل های تولیدی دیگری در خود نهفته دارد که اگر به درستی شناخته شده و مورد بهره برداری قرار گیرد در جهت مهار بیابان زایی نیز گامهای مفیدی برداشته خواهد شد.

زمینه مناسب اقلیمی و تابش آفتاب در بیشتر مناطق در اکثر فصول سال همین مناطق واجد پتانسیل بالای باد و قابلیت های تولید انرژی زمین گرمایی درایران زمینه لازم و مناسبی برای استفاده و گسترش انرژی های نو و پاک راحتی در مناطق بیابانی فراهم آورده است.

به طور مثال: نور فراوان خورشید شرایط را برای انجام کشاورزی مدرن در بیابان مناسب می سازد به طوری که درجه حرارت بالای ماسه بادی ها، حالت مناسبی برای کشت گیاهان سریع رشد و کند رشد ( گلخانه ای ) می باشد. کشت دیر و زودتر از موعد نیز در ماسه بادی ها امکان پذیر است .

 منابع و مآخذ

1-   کردوانی،پرویز، مناطق خشک، ( ویژگیهای اقلیمی، علل خشکی، مسائل آب و غیره ... ) جلد اول دانشگاه تهران

2-   www.IranDeserts.com

3-   محمد خسرو شاهي، كارشناس ارشد مهندسي آبخيزداري

4-   www.lesson7.tripod.com

 

Tagged Under